![]() |
![]() |
|
| نگاهی به لحظات از دست رفته |
|
امشب دلم ميخواهد
به كسي بگويم"" دوستت دارم."" تو نهراس و آنكس باش. بگذار با هر آنچه در توان دارم همين امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم. بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي كنم كه لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند. بگذار همچون معشوقي كه براي وصال معشوقش جان ميدهد برايت جان دهم. بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم و تو را ستايش كنم. بگذار در تاريكي به تو لبخند بزنم. نگذار زمان از دستم برود و تو را درنيابم. ميخواهم بينديشي كه همين امشب غير از من كسي ديوانه تو نيست هرچند كه جاهلانه فكري باشد. كمي بيشتر با من و همين امشب بگذار خيال كنم كه جز تو كسي نيست. همين يك امشب را بگذار نقش بازي كنم. نقش حقيقت را. همان كه دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين كرده ام. اي آخرين ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 1:45 توسط فرشته کوچلو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر کدوم از ما در درون یه فرشته ایم
اما اغلب اونو پنهان می کنیم چون فکر می کنیم دیگرون تکه تکه اش می کنند و این زجر آوره... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| پیوندها |
|
روزنه رونوشت تیتر اخبار و مطالب وبلاگها چشم های بارونی نگاه نکن متن کامل کتاب قاره کهن پارازیت فرهنگ و هنر ایران زمین دانلود فیلم و موزیک ایران و جهان مهران دولت آبادی |
|
RSS
|