
خوشحالم که می بینم پس از سه دهه از انقلاب امروز بسیاری به این رشد رسیده اند! که بدون بها دادن به افتخارات و دست آوردهای پیشینیان نمی توان افتخاری آفرید .
بگذریم
فیلم سیصد یک اتفاق نیست
یک گام ممتد در طول دوصده گذشته است .
آنها با سند سازیهای خیالی و اوهام بافی هدفمند سالهاست ایرانیان و حوزه فرهنگی آن را ( کشورهای قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، نیمروزی ترین (جنوبی ترین ) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان ) مورد هجوم قرار داده اند .
بسیاری این روزها وامصیبتا براه انداخته اند حال آنکه بزرگان و اندیشمندان این مرز و بوم پیشتر نسبت به این روند و روشن سازی آن برای افکار عمومی هشدار های لازم را داده بودند .
اگر کسی در بین شما مخاطبین محترم کتاب قاره کهن اثر جاودانه ارد بزرگ را خوانده باشد این عمل غرب برایش تعجب آور نخواهد بود .
بلکه آن را عملی در امتداد اعمال گذشته باختر خواهد یافت.
طی سالهای گذشته حملات غرب بسیار شدیدتر شده است و متاسفانه مقامات مسئول در صدا و سیمای کشور به سریال سازی مذهبی روی آوردند !...
که این خود می تواند عامل تفرقه در درون کشور باشد و بد ینگونه مظاهر مشترک در حوزه ملی ایران گم شده است .
می بینید امروز مولانا از آن ترکیه شده و پور سینا و بیرونی از آن اعراب و صد البته بسیاری موارد دیگر...
نمی خواهم روی زخم مان نمک بپاشم
حتما در این مدت مرا به عنوان انسانی شناخته اید که رو به آینده دارد ...
فکر می کنم بهترین راه کار همانا نظریه ارد بزرگ در تشکیل قاره کهن است که شامل کشورهایست که در حوزه فرهنگی ما بوده اند . این قاره می تواند بخاطر اشتراکات بسیار ...کم کم همگن و قدرتمند شود.
از یاد نبریم چین و آسیای شرقی دستشان پاکتر از اروپائیها نیست .
سینمای آنها جهان را به دوقسمت تقسیم نموده اروپا و آنها !
صدهها فیلم مشترک تولید کرده اند که این دو جهان را اداره و گاها نجات می دهند و این بدان معناست که یا ما نیستیم !...و یا آنها خود را بالاتر از ما می دانند!
مدام بر روی جاده ابریشم تاکید می کنند و بسیاری در کشورمان ابلهانه این واژه استعماری را تکرار می کنند چین و کره و ژاپن از همین جاده دانش و فرهنگ ایرانیان را می گرفتند و حال نام آن را ابریشم که در بطن خود به معنای جیره خواری ما از آنها است را به زبان می آورند 4000هزار سال پس از آموزه های میترایسم آن را در قالب تائوئیزم و کنفسیوس به نفع خود مصادره می کنند و 400 سال پس از نگارش شاهنامه بوسیله استاد سخن فردوسی آن را به چینی برمی گردانند و همه عناوین را جعل می کنند (همانند اجناس امروز چین ) و نام رستم را هم می گذارند "تانگ "!!!...
بر اساس آن اشعار هزاران فیلم رزمی می سازند و امروز من و شما هر روز آن فیلمها که ریشه در فرهنگ خود ما دارد را با بازیگران کوتا ه چینی می بینیم و برایشان کف می زنیم....وای بر ما
چینی ها طالع بینی 12 گانه را از ما می آموزند و حالا ما آن را در کشورما تحت عنوان طالع بینی چینی ! می شنویم و صدها مورد دیگر...
باید به داشته ها خود بر گردیم...
در حوزه نمایش و تاتر ببینید محققین حتی غربی اعتراف نموده اند تاریخ تاریخ ما صد هزار سال است و 11 هزار سال آن مدون است حال آنکه در یک کتاب دانشگاهی ما شما چنین چیزی را نمی بینید
اساتید فرنگ رفته ما تاریخ تاتر را با یونان که 2600 سال پیش است تنظیم نموده اند و احتمالا اگر دانشجویی نسبت به این مسئله اعتراض کند از دانشگاه اخراج هم می شود...
بها دادن به افتخارات ملی توسعه را در پی دارد... این همان رمز موفقیت غربیها در طی چند قرن اخیر است...
http://sokhanma.blogfa.com/post-61.aspx